تبليغاتX
آوای نی
 


 

نوشته شده توسط گلاویژ در یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387 ساعت 16:35 موضوع | لینک ثابت


 

الله.

 

باز آهنگ جنون می زنی ای تار امشب

گویمت رازی و در پرده نگه دار امشب

 

آن چه زان تار سر زلف کشیدم شب و روز

موبه مو جمله کنم پیش تو اظهار امشب

 

عشق،همسایه دیوار به دیوار جنون

جلوه گر کرده رخش از در و دیوار امشب

 

از فضا بوی دل سوخته ای می آید

تا که شد باز در آن حلقه گرفتار امشب

 

ای بسا شب که به روز تو نسشتم ای شمع

کاش سوزیم چو پروانه به یکبار امشب

 

آتش است این،نه سخن بس کن از این قصه عماد

ورنه سوزد قلمت دفتر اشعار امشب.

 

 


 

نوشته شده توسط گلاویژ در شنبه چهارم آبان 1387 ساعت 11:20 موضوع | لینک ثابت


 

الله.

 

 

جرمي ندارم بيش از اين کز جان وفادارم ترا
ور قصد آزارم کني هرگز نيازارم ترا

زين جور بر جانم کنون، دست از جفا شستي به خون
جانا چه خواهد شد فزون، آخر ز آزارم ترا

رخ گر به خون شويم همي، آب از جگر جويم همي
در حال خود گويم همي، يادي بود کارم ترا

آب رخان من مبر، دل رفت و جان را درنگر
تيمار کار من بخور، کز جان خريدارم ترا

هان اي صنم خواري مکن، ما را فرازاري مکن
آبم به تاتاري مکن، تا دردسر نارم ترا

جانا ز لطف ايزدي گر بر دل و جانم زدي
هرگز نگويي انوري، روزي وفادارم ترا

انوري

                                                   


 

نوشته شده توسط گلاویژ در شنبه سیزدهم مهر 1387 ساعت 10:27 موضوع | لینک ثابت


 

الله.

 

 

ای خدا چون تو را بخوانم دعای مرا اجابت فرما و هرگاه ترا ندا کنم ، ندایم بشنو ...


و چون با تو مناجات کنم بحالم توجه فرما که من بسوی تو گریخته ام و در حضور حضرتت ایستاده در حالی که بدرگاهت بحال پریشانی تضرع و زاری می کنم و به آنچه نزد تست چشم امید دارم ...


و تو از دلم آگاهی و حاجتم را می دانی و ضمیر مرا می شناسی و هیچ امری از امور دنیا و آخرت من بر تو پنهان نیست و آنچه می خواهم به زبان اظهار کنم و از حوائجم سخن گویم و آنچه برای حسن عاقبتم به تو امید دارم ، همه را میدانی ...
...
ای خدا اگر من لایق رحمتت نیستم تو لایقی که بر من از فضل و کرم بی پایانت جود و بخشش کنی ...
ای خدای من اکنون در حضور تو ایستاده ام و حسن توکلم بر تو بَرَم ، سایهء لطف انداخته و آنچه از کَرَم و احسان ترا شایسته است با من آورده ای ، عفو و آمرزشت مرا فرا گرفته است ...


ای خدا اگر تو مرا عفو کنی ، که از تو سزاوارتر به عفو است و اگر اجلم نزدیک شد و عمل صالحم مرا به تو نزدیک نکرد من هم اقرار به گناهانم را وسیلهء عفوت قرار داده ام ...


خدایا من در توجهم به نفس خود بر خویش ستم کردم پس ای وای بر نفس من اگر تو او را نیامرزی ...
ای خدا چنانکه لطف و احسانت در تمام مدت زندگی شامل حالم بود پس در مرگ مرا از احسانت محروم مساز و حال آنکه تو تمام عمر با من جز نیکی و احسان نکردی ...


ای خدا با من آن کن که تو را شاید ' نه آنچه مرا باید ' ...


...
ای خدا تو در دار دنیا گناهانم را از تمام خلق پنهان داشتی و من در آخرت به ستاریت از دنیا محتاج ترم و چون لطف کردی و گناهانم را بر هیچ بنده صالحی آشکار نکردی پس روز قیامت هم مرا رسوا در حضور جمیع خلایق مگردان ...


خدایا جود و بخششت بساط آرزوی مرا گسترده و عفو تو بهتر از عمل من است ، ای خدا پس آن روزی که میان بندگانت حکم می کنی آن رو مرا به لقاء خود شاد گردان ...


ای خدا من چون کسی به درگاهت عذر می خواهم که به قبول عذر سخت محتاج است پس عذرم بپذیر ، ای کریم ترین کسی که گنهکاران از او معذرت می طلبند ...


ای خدا حاجتم را رد مکن و دست طمعم را از درگاهت محروم برمگردان و امید آرزویم از لطف و کرمت منقطع مساز ...


ای خدا اگر تو اراده خواری من داشتی به هدیه و احسانت سرافرازم نمی کردی و اگر می خواستی مرا رسوا سازی در دنیا معافم نمی فرمودی ، ای خدای من هرگز به تو این گمان نمی برم که حاجتی که به تو دارم و عمرم را در طلبش فانی کردم باز روا نسازی ...
...
ای خدا اگر مرا به جرمم مواخذه کنی تو را به عفوت مواخذه می کنم و اگر مرا به گناهانم بازخواست کنی تو را به مغفرتت بازخواست کنم ...
...
ای نزدیکی که هرگز دور از آنکه فریضه تُست نمیشوی ، ای با جود و کرمی که هرگز بخل بر آنکه امید احسانت دارد نمی کنی ...


ای خدا به من دلی عطا کن که مشتاق مقام قرب تو باشد و زبانی که سخن صدقش به سوی تو بالا رود ...
...
ای خدا مرا از آنان قرار ده که چون او را ندا کنی تو را اجابت می کند و چون به او متوجه شوی از تجلی جلال و عظمتت مدهوش میگردد پس تو با او در باطن راز می گوئی و او به عیان به کار تو مشغول است ...

چکیده ای  از مناجات مرویّه

                                                

       


 

نوشته شده توسط گلاویژ در دوشنبه یازدهم شهریور 1387 ساعت 10:16 موضوع | لینک ثابت


 

        

الله.

 

خداوندا!

 

یاری ام ده...

 

 آنجا که کین است،بادا که عشق آورم.

آنجا که تقصیر است،بادا که بخشایش آورم.

 

آنجا که تفرقه است،بادا که یگانگی آورم.

آنجا که خطا است،بادا که راستی آورم.

 

آنجا که شک است،بادا که ایمان آورم.

آنجا که نومیدی است،بادا که امید آورم.

 

آنجا که ظلمات است،بادا که نور آورم.

آنجا که غمناکی است،بادا که شادمانی آورم.

 

خداوندا!

بادا که بیشتر در پی تسلی دادن باشم تا تسلی یافتن،

در پی فهمیدن باشم تا فهمیده شدن،

در پی دوست داشتن باشم تا دوست داشته شدن.

 

چه با دادن است که می گیریم،

با فراموشی خویشتن است که خویشتن را باز می یابیم،

 

با بخشودن است که بخشایش به کف می آوریم،

با مردن است که به زندگی برانگیخته می شویم.

 

 

نیایش صلح

فرانچسکوی قدیس.

                                  

                                              

 


 

نوشته شده توسط گلاویژ در جمعه یکم شهریور 1387 ساعت 13:53 موضوع | لینک ثابت


 

الله.

از فقر آموختم که زندگانی چیست

از درد فرهیختم که درمان کجاست

چون بیافتم که دولت اهل فقر ،کیمیای سعادت است،

چون بدیدم که آتش سوزان ،چراغ راه هدایت است ،
و این رسم عاشقانه زیستن و شیوه با درد مردن است،

و کار ابر مردان فقر و استغنا!

آنان که هرگز زبونی نمی کشند،

در تنگنای زندگی ،

در کشاکش دهر،

در تلخی روزگار!

تا ابد عاشق،تا قیامت رسوا

خسته از زندگی.... هرگز!!

آماده به مرگ...آری!

تا ابد عاشق،

تا قیامت،رسوا؛

تا خدا،با خدا؛

آزاد....

 

بامداد خاموش...

دل نوشته ای از دوست عزیز آقای  سعید رمضانی

 

                                           

خدا به انسان می گوید:

"شفایت می دهم از این رو که آسیبت می رسانم

دوستت دارم

از این رو که مکافاتت می دهم."

 

تاگور


 

نوشته شده توسط گلاویژ در یکشنبه بیستم مرداد 1387 ساعت 11:32 موضوع | لینک ثابت


تولد يك گل

 

الله.

 

۱۴ مرداد تولد گلي از گلهاي خدا

دختر عزيزم (گلاويژ) تولد وجود نازنینت را در اين روز  به تو و خانواده محترم و به دوستانت  تبريك عرض ميكنم اميدوارم همواره شاد و خرم باشي

 

ستاره

 


 

نوشته شده توسط گلاویژ در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387 ساعت 9:35 موضوع | لینک ثابت


 

الله

 

نقل است که ذوالنون گفت:اعرابی را دیدم زرد و نحیف و گداخته.

گفتم :تو محبّی؟
گفت:بلی.

 

گفتم:محبوب به تو نزدیک است یا دور ؟
گفت:نزدیک.

 

گفتم:موافق است یا مخالف؟
کفت:موافق است.

 

گفتم:سبحان الله...محبوب به تو قریب و موافق و تو بدین نزاری؟


گفت:ای بطّال!!تو ندانسته ای که عذاب قرب و موافقت سخت تر بود هزار بار از عذاب بعد و مخالفت..؟

 

تذکره الاولیا.

 

                                               

 


 

نوشته شده توسط گلاویژ در سه شنبه یکم مرداد 1387 ساعت 20:41 موضوع | لینک ثابت


روز پدر مبارک..

 

الله.

ناگهان يک صبح زيبا آسمان گل کرده بود
خاک تا هفت آسمان، بغض تغزل کرده بود


حتم دارم در شب ميلادت، اي غوغاترين!
حضرت حق نيز در کارش تأمل کرده بود


هر فرشته، تا بيايي، اي معمايي ترين!
بال هاي خويش را دست توسل کرده بود

 

میلاد با سعادت مولای متقیان علی (ع) و روز پدر بر همه دوستانم مبارک باد.

 

                                      

 


 

نوشته شده توسط گلاویژ در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387 ساعت 17:52 موضوع | لینک ثابت


قرآن مصور.

 

الله.

 

جهان قرآن مصور است

و آیه ها در آن

به جای آنکه بشینند ،ایستاده اند

درخت یک مفهوم است،

دریا یک مفهوم است،جنگل و خاک و ابر،

خورشید و ماه و گیاه.

با چشم های عاشق بیا

تا جهان را تلاوت کنیم.

 

                                                                        


 

نوشته شده توسط گلاویژ در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387 ساعت 9:56 موضوع | لینک ثابت